پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱

زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل

ز بس جمال که داری، نظر به روی تو مشکل

مرا ز بار فراقت حکایتیست مطول

چو چین زلف تو در هم، چو بند موی تو مشکل

به خوابگاه قیامت گذشتگان غمت را

ز خواب خوش شدن آگاه جز به بوی تو مشکل

بر آستان تو از دست منکران محبت

گذار عاشق مسکین به جستجوی تو مشکل

به رغم خوی تو گردن هزار نقش برآرد

که آن هزار نباشد یکی چو خوی تو مشکل

ز غصها که تو دانی کدام ازین بتر آخر؟

که میل سوی تو داریم و ره به سوی تو مشکل

بر اوحدی شده آسان بر تو مردن و بازش

ز دور زنده نشستن به آرزوی تو مشکل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷توبه کردم ز توبه کردن خام
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸قاصرات الطرف فی حجب الخیام
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰من درین شهر پای بند توام
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.