پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۰

نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل

تا رسیدی به بلایی که شنیدی، ای دل

سپر ناوک آن غمزه چرا گشتی باز؟

که به زخمی چو کبوتر برمیدی، ای دل

صفت بار بلایی، که کنون بر دل ماست

بارها گفتم و از من نشنیدی، ای دل

بی‌دلی رفتی و خود را بشکستی، ای تن

ترک سر گفتی و پشتم بخمیدی، ای دل

پیرهن چند کنم پاره ز سودای تو من؟

بس کن این پرده که بر من بدریدی، ای دل

هر دم از غصه جهانی بفروشی بر ما

سر خود گیر، که ما را نخریدی، ای دل

گرد این درد مپوی و سخن درد مگوی

که ازین باغ به جز درد نچیدی، ای دل

گر ز قدش نتوان جست کنار، از لب او

گوشه‌ای گیر، که بسیار دویدی، ای دل

اوحدی در کشد از دست تو دامن روزی

کین فضیحت به سر او تو کشیدی، ای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۲خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۳بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۴ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۷توبه کردم ز توبه کردن خام
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۸قاصرات الطرف فی حجب الخیام
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.