پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴

ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل

یار خطاپرست را بر سر آن خطا مهل

خستهٔ هر ستم شدم، ای قدم بلا برو

سخرهٔ هر دغل شدم، ای فلک دغا مهل

خاک زمین او شدم، آتش ما فرو نشان

آب ز کار ما بشد، باد در آن سرا مهل

ایکه نهاده‌ای مرا بر سر دل کلاه غم

لطف کن و به دست خود پیرهنم قبا مهل

چند کنی به جنگ من روی جفا؟ که رای زن؟

این که تو جای آشتی، در دل ما بجا مهل

با همه خلق سر خوشی وز من خسته سرکشی

با تو که گفت در جهان: هیچ خوشی بما مهل؟

اوحدی از جفای تو دور شد از کنار تو

مدت انتظار تو دیر شد ای خدا مهل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۷توبه کردم ز توبه کردن خام
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸قاصرات الطرف فی حجب الخیام
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹من که باشم؟ که به من نامه فرستند و سلام
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۰من درین شهر پای بند توام
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۱ماهرویا، عاشق آن صورت پاک توام
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۲من چو همین حرف الف دیده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۳فاش گشت آن ماجری، کز مرد و زن پوشیده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.