پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰

زاهدان را گذاشتیم به جنگ

ما و جام شراب و نغمهٔ چنگ

نه پی مال می‌رویم و نه جاه

نی غم می خوریم و نه ننگ

نه به اقرار دوستان شادیم

نه به انکار دشمنان دلتنگ

نه به شاهیم طامع و نه به میر

نه به بوییم غره و نه برنگ

سر مظلوم و آرمان در پیش

تیغ ظالم شکارشان در چنگ

کرده از ما کسان به کیسه شکر

خورده از ما خسان، به کاسه شرنگ

آنکه ما را نمی‌هلد در شهر

سر، بهل تا همی زند بر سنگ

ننیوشیم پند زاهد خشک

جان دهیم از برای شاهد شنگ

نه به مال کسی بریم آشوب

نه به خون کسی کنیم آهنگ

نه به آیین ما کسی را راه

نه بر آیینهٔ کس از ما زنگ

بر سریر سخن نشسته به کام

اوحدی فر و اوحدی فرهنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۲که رساند به من شیفتهٔ مسکین حال؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۳گفتم: ز درد عشق تو گشتم چنین به حال
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۴من نخواهم برد جان از دست دل
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۵نگفتم: کین چنین زودت به جان اندر بکارم دل؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۶دیوانه می‌شد از غم او گاه گاه دل
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۷ای به خار هجر ما را سفته دل
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۸نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۹سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.