پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷

ای به خار هجر ما را سفته دل

رحمتی کن بر من آشفته دل

رنگ رویم سربسر کرد آشکار

سر اندر سالها بنهفته دل

قصهٔ آتش، که در جان منست

بر زبان آب چشمم گفته دل

بر امید آنکه او را غم خوری

پیش خار غم چو گل بشکفته دل

سینهٔ ما را، که خلوتگاه تست

از غبار هر خیالی رفته دل

پیش ازینم هر کسی می‌داد پند

لیک از کس پند ناپذرفته دل

شرح بیداری و شبهای ترا

اوحدی، زین پس مگو با خفته دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۹سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۰نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۱زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۳بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۴ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۶گر درد سر نباشدت، ای باد صبحدم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.