پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶

دیوانه می‌شد از غم او گاه گاه دل

زان بستم اندر آن سر زلف سیاه دل

دل را درین حدیث ملامت نمی‌کنم

این جرم دیده بود،ندارد گناه دل

دل خسته‌ام ولی نتوان رفت هر نفس

پیش رخ چو آینهٔ او؟ که: آه دل!

بسیار می‌کشد به زنخدان او دلم

ای سینه، همتی، که نیفتد به چاه دل

ای دیده، مردمی کن و چشمی به راه دار

آخر نه هم به قول تو گم کرده راه دل؟

جانا، چو زلف با دل شوریده بد مشو

دانی که: هست روی ترا نیک خواه دل؟

گر شمع صورت تو نگشتی دلیل جان

هرگز به کوی عشق نمی‌برد راه دل

در جهان نهاد مهر ترا اوحدی، مگر

ترسد از آنکه راز ندارد نگاه دل؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۹سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۰نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۱زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۳بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۴ای سحری دعای من، در دلش آن جفا مهل
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۵مستم از بادهٔ مهر تو، مرا مست مهل
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.