پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴

من نخواهم برد جان از دست دل

ای مسلمانان، فغان از دست دل

سینه میسوزد نهان از جور چشم

دیده میگرید روان از دست دل

ای رفیقان، چون ننالم؟وانگهی

بر تنم باری چنان از دست دل

هر که از دستان دل غافل شود

زود گردد داستان از دست دل

جاودانی دیده‌ای باید مرا

تا بگریم جاودان از دست دل

جانم اندر تاب و دل در تب فتاد

این ز دست چشم و آن از دست دل

گفته بودم: پای در دامن کشم

وین حکایت کی توان؟ از دست دل

قوت پایی ندارد اوحدی

تا نهد سر در جهان از دست دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۶دیوانه می‌شد از غم او گاه گاه دل
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۷ای به خار هجر ما را سفته دل
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸نازنین، عیب نباشد، که کند ناز ای دل
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۹سودای عشق خوبان از سربدر کن، ای دل
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۰نه به اندازهٔ خود یار گزیدی، ای دل
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۱زهی! ز دست رقیبان گذر به کوی تو مشکل
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲خیز، که در میرسد موکب سلطان گل
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۳بنمای روی خویش، که غیر از تو هر چه هست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.