فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ دلبرا، قیمت وصل تو کنون دانستم
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ چو بر سفینهٔ دل نقش صورت تو نبشتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ پیشتر از عاشقی عافیتی داشتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ تو دامن از کف من دوش در کشیدی و گفتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ شب دوشینه در سودای او خفتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ نبض دل شوریدهٔ محرور گرفتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ خود را ز بد و نیک جدا کردم و رفتم
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ مسلمانان، سلامت به، چو بتوانید، من گفتم
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ دگر رخت ازین خانه بر در نهادم
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ معراج ما به روح و روان بود صبح دم
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ اگر آن یار سیه چرده ببیند رخ زردم
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ غافل چرایی؟ جانا، ز دردم
- غزل شمارهٔ ۴۹۵ هر چند به کوی او دیرست که پی بردم
- غزل شمارهٔ ۴۹۶ من بادهٔ عشق نوش کردم
- غزل شمارهٔ ۴۹۷ ز عشقت روز اول من به شهر اندر ندی کردم
- غزل شمارهٔ ۴۹۸ بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم
- غزل شمارهٔ ۴۹۹ میخانه را بگشای در، کامروز مخمور آمدم
- غزل شمارهٔ ۵۰۰ از آن لب چون به یک بوسه من بیمار خرسندم
- غزل شمارهٔ ۵۰۱ چو چشمش راه دل میزد من بیدل کجا بودم؟
- غزل شمارهٔ ۵۰۲ مدتی من به کار خود بودم
- غزل شمارهٔ ۵۰۳ نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟
- غزل شمارهٔ ۵۰۴ آن تخم، که در باغ وفا کاشته بودم
- غزل شمارهٔ ۵۰۵ دی ره میخانه باز یافته بودم
- غزل شمارهٔ ۵۰۶ من دلداده از آنروز که دیدار تو دیدم
- غزل شمارهٔ ۵۰۷ تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
- غزل شمارهٔ ۵۰۸ به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
- غزل شمارهٔ ۵۰۹ چو تیغ بر کشد آن بیوفا به قصد سرم
- غزل شمارهٔ ۵۱۰ عمریست تا ز دست غمت جامه میدرم
- غزل شمارهٔ ۵۱۱ همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
- غزل شمارهٔ ۵۱۲ به دکان میفروشان گروست هر چه دارم
- غزل شمارهٔ ۵۱۳ تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم
- غزل شمارهٔ ۵۱۴ درون خود نپسندم که از تو باز آرم
- غزل شمارهٔ ۵۱۵ سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!
- غزل شمارهٔ ۵۱۶ گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم
- غزل شمارهٔ ۵۱۷ منازل سفرت پیش دیده میآرم
- غزل شمارهٔ ۵۱۸ من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
- غزل شمارهٔ ۵۱۹ گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم
- غزل شمارهٔ ۵۲۰ من از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم
- غزل شمارهٔ ۵۲۱ ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم
- غزل شمارهٔ ۵۲۲ صنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم
- غزل شمارهٔ ۵۲۳ چشم جان بر اثرت میدارم
- غزل شمارهٔ ۵۲۴ صد بار ز مهرت ار بمیرم
- غزل شمارهٔ ۵۲۵ گر چه در پای هوی و هوست میمیرم
- غزل شمارهٔ ۵۲۶ مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
- غزل شمارهٔ ۵۲۷ به غم خویش چنان شیفته کردی بازم
- غزل شمارهٔ ۵۲۸ نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم
- غزل شمارهٔ ۵۲۹ برخیزم و دلها را در ولوله اندازم
- غزل شمارهٔ ۵۳۰ بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم
- غزل شمارهٔ ۵۳۱ گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
- غزل شمارهٔ ۵۳۲ روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم
- غزل شمارهٔ ۵۳۳ گمان مبر که به جور از بر تو برخیزم
- غزل شمارهٔ ۵۳۴ من مستم و ز مستی در یار میگریزم
- غزل شمارهٔ ۵۳۵ مرا مجال نباشد که: یار او باشم
- غزل شمارهٔ ۵۳۶ سخن بگوی چو من در سخن نمیباشم
- غزل شمارهٔ ۵۳۷ عیب من نیست که در عشق تو تیمار کشم
- غزل شمارهٔ ۵۳۸ یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟
- غزل شمارهٔ ۵۳۹ دست عشقت قدحی داد و ببرد از هوشم
- غزل شمارهٔ ۵۴۰ عشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم
متن اشعار به نقل از گنجور.