پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۵

دی ره می‌خانه باز یافته بودم

کار طرب را بساز یافته بودم

جمله به می‌دادم و به مطرب و ساقی

هر چه به عمری دراز یافته بودم

آنچه نه عشق تو بود و رندی و مستی

عین دروغ و مجاز یافته بودم

راه دل رازدار بسته زبان را

در حرم اهل راز یافته بودم

نه پدر و چار مادر و سه پسر را

پیش خود اندر نماز یافته بودم

با همه پستی بلند همت خود را

از دو جهان بی‌نیاز یافته بودم

سایهٔ دربان نگشت زحمت راهم

زانکه ز سلطان جواز یافته بودم

هر هوس و آرزو، که بود دلم را

در رخ آن دلنواز یافته بودم

در نظر اوحدی ز راه حقیقت

نه در افلاک باز یافته بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۷تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۸به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۹چو تیغ بر کشد آن بی‌وفا به قصد سرم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۰عمریست تا ز دست غمت جامه می‌درم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۱همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۲به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۳تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۴درون خود نپسندم که از تو باز آرم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.