پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰

عمریست تا ز دست غمت جامه می‌درم

دستم بگیر، تا مگر از عمر برخورم

یادم نمی‌کنی تو به عمر و نمی‌رود

یاد تو از خیال و خیال تو از سرم

رفت از فراق روی تو عمرم به سر، ولی

پایم نمی‌رود که ز پیش تو بگذرم

می‌بایدم خزینهٔ قارون و عمر نوح

تا دولت وصال تو گردد میسرم

چون عمر گل دو هفته وفای تو بیش نیست

ای گل، تو این دو هفته مبر سایه از سرم

عمر عزیز و جان گرامی تویی مرا

ای عمر و جان، تو دور چرا باشی از برم؟

گیتی بسان عمر مرا گو: فرو نورد

گر در بسیط خاک بغیر تو بنگرم

عمری دگر بباید و شلتاق عالمی

تا گنج غارتی چو تو باز آید از درم

شیرین‌تری ز عمر و من اندر فراق تو

فرهادوار محنت و تلخی همی برم

ای عمر عاریت، مکن از پیش من کنار

تا در کنار خویش چو جانت بپرورم

گر اوحدی به سیم سخن عمر می‌خرد

من عمر می‌فروشم و وصل تو می‌خرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۲به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۳تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۴درون خود نپسندم که از تو باز آرم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۵سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۶گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۷منازل سفرت پیش دیده می‌آرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۸من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۹گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.