پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۶

گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم

و گر من زو شوم پنهان به پیدایی کشد زارم

دو رنگی در میان ما به یک بار آن چنان کم شد

که غیر از نقش یک رنگی، نه او دارد، نه من دارم

دلم گر چشم اقراری براندازد به غیر او

دو چشم او برانگیزد جهانی را به انکارم

مرا از بس که او دم داد و دل غم دید در عشقش

غمش بگسیخت تسبیحم، دمش دربست زنارم

میان خواب و بیداری شبی دیدم خیال او

از آن شب واله و حیران، نه در خوابم، نه بیدارم

تو از هر چاردیواری نشان من چه می‌پرسی؟

که یار از شش جهت بیرون و من در صحبت یارم

کسی کو جان من باشد چه با او دوستی ورزم؟

نباشد دوستی با او که خود را دوست می‌دارم

ز باغ ورد او دوری نخواهم کرد تا هستم

بهل، تا داغ ورد او بسوزد اوحدی‌وارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۸من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۹گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۰من از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۱ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۲صنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۳چشم جان بر اثرت می‌دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۴صد بار ز مهرت ار بمیرم
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۵گر چه در پای هوی و هوست می‌میرم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.