پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۴

صد بار ز مهرت ار بمیرم

یک ذره دل از تو بر نگیرم

از شهرم اگر برون کنی سهل

بیرون مگذار از ضمیرم

از من نسزد شکایت تو

گر خار نهی و گر حریرم

ای کاج! مرا نسوختی هجر

دانند که بندهٔ اسیرم

یاد از تن همچو شیرش، ای دل

کم کن، که نه یوز این پنیرم

من نشکنم این خمار هرگز

کز عشق سرشته شد خمیرم

چون درد تو نیست هیچ دردی

زان هیچ دوا نمی‌پذیرم

بر گور من ار گذر کنی تو

برخیزم و دامنت بگیرم

دوشم به فلک رسید ناله

و امروز به چرخ شد نفیرم

گر پیر شود سرم چه سودست؟

چون دل نشود مرید پیرم

حال دل من بکس مگویید

کین نامه غلط کند دبیرم

از مهر تو بست چرخ نقشم

با عشق تو داد دایه شیرم

بگذار به محنت اوحدی را

گو من ز محبتت بمیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۶مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۷به غم خویش چنان شیفته کردی بازم
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۸نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۹برخیزم و دلها را در ولوله اندازم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۰بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۱گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۲روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۳گمان مبر که به جور از بر تو برخیزم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.