پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۶

مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم

یک بوسه به زور از لب آن ماه بگیرم

دانم که: دهد عقل نکوخواه مرا پند

لیکن عجب ارپند نکوخواه بگیرم

تا هیچ کسم راز دل ریش نداند

این اشک روان بر رخ چون کاه بگیرم

هر چند بکوشید که بیگاه بیاید

من نیز بکوشم که ز ناگاه بگیرم

گر زانکه به بالای بلندش نرسد دست

در دست کنم زلفش و کوتاه بگیرم

از چاه زنَخ گر ندهد آب، چو دزدان

بر قافلهٔ عشق سر چاه بگیرم

دست ار به رکابش نتوانیم رسانید

باشد که عنان دل گمراه بگیرم

زان ساعد و زلف ار کمری سازم و طوقی

تاج از ملک و باج سر از شاه بگیرم

با اوحدی ار حیلت روباه کند خصم

من نیستم آن شیر که روباه بگیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۸نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۹برخیزم و دلها را در ولوله اندازم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۰بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۱گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۲روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۳گمان مبر که به جور از بر تو برخیزم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۴من مستم و ز مستی در یار می‌گریزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۵مرا مجال نباشد که: یار او باشم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.