پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۲

روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم

در خویش زنم آتش و مردانه بسوزم

چون با من بیگانه غمش را سر خویشست

با خویش در آمیزم و بیگانه بسوزم

دیوانه شوم، سر به خرابات برآرم

بر خویش دل عاقل و دیوانه بسوزم

گر آتش اندوه برین آب بماند

هم رخت براندازم و هم خانه بسوزم

در وصل دلم را نه به پیمانه دهد می

در می‌فگنم آتش و پیمانه بسوزم

یاران همه در گلشن وصلند به شادی

من چند درین گلخن ویرانه بسوزم؟

گر بر گذرم دام نهد، اوحدی، این بار

هم دام بدرانم و همه دانه بسوزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۳۴من مستم و ز مستی در یار می‌گریزم
  2. غزل شمارهٔ ۵۳۵مرا مجال نباشد که: یار او باشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۳۶سخن بگوی چو من در سخن نمی‌باشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳۷عیب من نیست که در عشق تو تیمار کشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۳۸یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۹دست عشقت قدحی داد و ببرد از هوشم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۰عشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۱ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.