پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳۸

یارب، تو حاضری که ز دستش چه میکشم؟

وز عشوه‌های نرگس مستش چه میکشم؟

صد نوبت آزمودم و جز بند دل نبود

دیگر کمند زلف چو شستش چه میکشم؟

چون آهوان به حکم خطا حلق خویشتن

در حلقه‌های سنبل پستش چه میکشم؟

گفتم: به دامنش بکشم گرد از آسمان

چون گرد بر ضمیر نشستش چه می‌کشم؟

چندین هزار جو و جفا زان دهن، که نیست

از بهر یک دو بوسه که هستش، چه میکشم؟

خونم ز دل گشود و برویم ببست در

بنگر که: از گشاد وز بستش چه میکشم؟

ایدل، ندیده‌ای، برو از اوحدی بپرس

تا از دو لعل کینه پرستش چه میکشم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۰عشقت چو ستم کرد و جفا بر تن و توشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۱ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۲به تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۳من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۴صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۵وه! که امروز چه آشفته و بی‌خویشتنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۶آن دوست که می‌بینم، آن دوست که می‌دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۷درهجر تو درمان دل خسته ندانم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.