پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۱

ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم

از نوش دهان تو چندین چه زنی نیشم؟

گر زانکه سری دارم در پای تو، ای دلبر

کس را چه سخن با من؟ من مرد سر خویشم

پیش تو کشم هر دم دست و کف محتاجی

ای محتشم کوچه، دریاب، که درویشم

گاهم سگ درخوانی، گه ننگ مسلمانی

از هر چه تو میدانی، از ناخلفی، بیشم

یک دم نرود بی‌تو، کین دیدهٔ سرگردان

از خون دل خسته خوانی ننهد پیشم

با من نکند خویشی بیگانهٔ خوی تو

کین بخت که من دارم بیگانه کند خویشم

ای اوحدی، این دل را درمان چه کنی چندین؟

من ناوک او دارم مرهم نبرد ریشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۳من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۴صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۵وه! که امروز چه آشفته و بی‌خویشتنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۶آن دوست که می‌بینم، آن دوست که می‌دانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۷درهجر تو درمان دل خسته ندانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۸دلم زندان عشق توست و زندانی درو جانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۹نبودم مرد این میدان و آورد او به میدانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۰پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.