پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۳

چشم جان بر اثرت می‌دارم

گوش دل بر خبرت می‌دارم

میکنم جای تو در جان، گر چه

گفتی: از دل بدرت می‌دارم

همچو خاکم بدر افگندی و من

روی بر خاک درت می‌دارم

دوش گفتی که: نداری سر من

به سر تو که سرت می‌دارم

به جفا خونم ازین بیش مریز

که به خون جگرت می‌دارم

دل ترا دوست‌تر از جان دارد

من از آن دوست‌ترت می‌دارم

سپری شد دلم، از بس که درو

ناوک دل سپرت می‌دارم

در تو بستم چو کمر دل، گفتی

کز میان زودترت می‌دارم

اوحدی وار در آیینهٔ دل

همچو نقش حجرت می‌دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۵گر چه در پای هوی و هوست می‌میرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۶مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۷به غم خویش چنان شیفته کردی بازم
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۸نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۹برخیزم و دلها را در ولوله اندازم
  6. غزل شمارهٔ ۵۳۰بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۱گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۲روزی بر آن شمع چو پروانه بسوزم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.