پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۲

صنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم

به زرش کجا فروشم؟ که به جان خریده دارم

دگران نهند خاک در او چو تاج بر سر

نه چو من که خاک آن در ز برای دیده دارم

من دل رمیده حیران شده زان جمال و آنگه

تو در آن گمان که: من خود دل آرمیده دارم

مکن، ای پسر، ز خوبان طلب وفا به جانت

که من این حدیث روز ز پدر شنیده دارم

به فسانه دوش گفتی که: فراق تلخ باشد

صفتش بمن چه گویی؟ که بسی چشیده دارم

خبرم ز مرگ دادند که: چون بود؟ گر آن هم

به فراق دوست ماند، چه خبر؟ که دیده دارم

نه عجب که نالهٔ من برسد به گوش آن مه

که چو اوحدی فغانی به فلک رسیده دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲۴صد بار ز مهرت ار بمیرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۲۵گر چه در پای هوی و هوست می‌میرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۲۶مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
  4. غزل شمارهٔ ۵۲۷به غم خویش چنان شیفته کردی بازم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۸نگشتی روز من تیره، ندانستی کسی رازم
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۹برخیزم و دلها را در ولوله اندازم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳۰بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم
  8. غزل شمارهٔ ۵۳۱گر مرغ این هوایی، بال و پرت بسوزم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.