پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۴

درون خود نپسندم که از تو باز آرم

بدین قدر که: تو بیرون کنی به آزارم

مرا به عمر خود امید نیم ساعت نیست

به بوی تست شبی گر به روز می‌آرم

حکایت شب هجران و روز تنهایی

زمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم

ز شهر نیز بدر می‌روم، که خانهٔ خلق

خراب می‌شود از آب چشم خونبارم

میان ما و تو جز گرد این وجود نماند

بدان رسید که این گرد نیز نگذارم

ز سینه بوی کسی جز تو گر بمن برسد

خراب کرده بهخون دلش بینبارم

مرا بلاله طمع بود و گل ز چهرهٔ تو

گلم نداد، ولی تنگ می‌نهد خارم

اگر تو زهره جبین می‌خری به بوسه مرا

بخر وگرنه رها کن، که مشتری دارم

محبت تو همی ورزم، ای پری، مگذار

که محنت تو بسوزاند اوحدی‌وارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۱۶گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۷منازل سفرت پیش دیده می‌آرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۸من همان داغ محبت که تو دیدی دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۹گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۲۰من از پیوستگان دل غریبی در سفر دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۲۱ز داغ و درد تو بر جان و دل نشان دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۲۲صنمی که مهر او را ز جهان گزیده دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۲۳چشم جان بر اثرت می‌دارم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.