پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

من دلداده از آنروز که دیدار تو دیدم

در تو پیوستم و از هر چه مرا بود بریدم

بی‌خبر بودم و از دور کمان مهرهٔ مهرت

ناگهان بر دلم افتاد و چو مرغان بتپیدم

سر انگشت نگارین تو آسوده دلم را

آنچنان برد، که انگشت تحیر بگزیدم

منزوی بودم و با خود، که ز ناگاه خیالت

در ضمیر آمد و بی‌خود به سر کوچه دویدم

تا تویی، زارتر از حال دلم حال ندیدی

تا منم، صعب‌تر از درد تو دردی نکشیدم

گر به بازار برآیم ز ضعیفی چو نشانم

باز پرسی ز خلایق، همه گویند: ندیدم

اوحدی را نکند عیب ز دیوانه شدن کس

گر تو گویی که: من این بنده بدین عیب خریدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۸به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۹چو تیغ بر کشد آن بی‌وفا به قصد سرم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۰عمریست تا ز دست غمت جامه می‌درم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۱همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۲به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۳تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۴درون خود نپسندم که از تو باز آرم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۵سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.