پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷

تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم

کسی دیگر نبیند اندر آنرو، آنکه من دیدم

نه امکان آنچه من دیدم که در تقریر کس گنجد

ستم چندان که من بردم، بلا چندانکه من دیدم

مگو از جنت و رضوان حکایت بیش ازین با من

که حیرانست صد جنت در آن رضوان که من دیدم

چو جویم میوهٔ وصلی ز روی او، خرد گوید:

عجب! گر میوه بتوان چید ازین بستان که من دیدم

زهی! در هجر آن جانان عذاب تن که من دارم

زهی! در عشق آن دلبر بلای جان که من دیدم

به جان می‌ماند از پاکی لب دلبر که من دارم

به مه می‌ماند از خوبی رخ جانان که من دیدم

مبند، ای اوحدی، زنهار! در پویند آن مه دل

که نقصان زود خواهد یافت آن پیمان که من دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۹چو تیغ بر کشد آن بی‌وفا به قصد سرم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱۰عمریست تا ز دست غمت جامه می‌درم
  3. غزل شمارهٔ ۵۱۱همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
  4. غزل شمارهٔ ۵۱۲به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱۳تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۴درون خود نپسندم که از تو باز آرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۵سرم سودای او دارد، زهی سودا که من دارم!
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۶گر او پیدا شود بر من به شیدایی کشد کارم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.