پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۳

نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟

چه جرم رفت؟ که مستوجب جفای تو بودم

نهان شدی ز من، ای آفتاب چهره، همانا

چو ذره شیفته عمری نه در هوای تو بودم؟

غریب شهر توام، بر غریب خود گذری کن

چنان شناس که: خاک در سرای تو بودم

به شهر خویش چو بیگانگان مرا ز در خود

مدار دور، که دیرینه آشنای تو بودم

ز دیدنت همه را کار با نوا و مرانه

که سالهاست که من نیز بی‌نوای تو بودم

مرا لب تو به دشنام یاد کرد همیشه

جزای آنکه شب و روز در دعای تو بودم

من از کجا و غریبی و عاشقی و غم دل؟

غریب و عاشق و غم‌خوار از برای تو بودم

هر آنکه سیم سرشکم بدید زود بداند

که این عطای تو باشد، چو من گدای تو بودم

به قول اوحدی از دست داده‌ام دل، اگر نه

چه مرد چشم خوش و زلف دلربای تو بودم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۵دی ره می‌خانه باز یافته بودم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۶من دلداده از آنروز که دیدار تو دیدم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۷تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۸به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۹چو تیغ بر کشد آن بی‌وفا به قصد سرم
  6. غزل شمارهٔ ۵۱۰عمریست تا ز دست غمت جامه می‌درم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۱همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۲به دکان می‌فروشان گروست هر چه دارم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.