پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

مدتی من به کار خود بودم

با خود و روزگار خود بودم

صورتی چند نقش می‌بستم

گر چه صورت نگار خود بودم

به دیدار کسان شدم ناگاه

گر چه هم در دیار خود بودم

بدر هر حصار می‌گشتم

نه که من در حصار خود بودم؟

سالها یار،یار، می‌گفتم

خود به تحقیق یار خود بودم

یک شبم یار در کنار کشید

روز شد، در کنار خود بودم

اوحدی پیش من حجاب نشد

زانکه خود پرده‌دار خود بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴آن تخم، که در باغ وفا کاشته بودم
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵دی ره می‌خانه باز یافته بودم
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶من دلداده از آنروز که دیدار تو دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷تو چیزی دیگری، ور نه بسی خوبان که من دیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹چو تیغ بر کشد آن بی‌وفا به قصد سرم
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰عمریست تا ز دست غمت جامه می‌درم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱همه کامیم برآید، چو در آیی ز درم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.