پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۱ ای چاه زنخدانت زندان دل ریشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۲ به تازه باد جدایی گلی ببرد ز باغم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۳ من دل به ننگ دارم و از نام فارغم
  4. غزل شمارهٔ ۵۴۴ صبا، چو برگذری سوی غمگسار دلم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴۵ وه! که امروز چه آشفته و بی‌خویشتنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۴۶ آن دوست که می‌بینم، آن دوست که می‌دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۴۷ درهجر تو درمان دل خسته ندانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴۸ دلم زندان عشق توست و زندانی درو جانم
  9. غزل شمارهٔ ۵۴۹ نبودم مرد این میدان و آورد او به میدانم
  10. غزل شمارهٔ ۵۵۰ پر از دل مپرس، ای پری، من چه دانم؟
  11. غزل شمارهٔ ۵۵۱ دل خود را به دیدار تو حاجت‌مند میدانم
  12. غزل شمارهٔ ۵۵۲ چو بدیدی که ز عشقت به چه شکل و به چه سانم
  13. غزل شمارهٔ ۵۵۳ زلف مشکینت چو دامست، ای صنم
  14. غزل شمارهٔ ۵۵۴ تختگاه حسن را قد تو شاهست، ای صنم
  15. غزل شمارهٔ ۵۵۵ تو گلشن حسنی و ما چون خار و خاشاک، ای صنم
  16. غزل شمارهٔ ۵۵۶ گر شبی چارهٔ این درد جدایی بکنم
  17. غزل شمارهٔ ۵۵۷ به آن سرم که: سر خود ز می چو مست کنم
  18. غزل شمارهٔ ۵۵۸ بسیار بد کردی ولی نیکو سرانجامت کنم
  19. غزل شمارهٔ ۵۵۹ جای آن دارد که: من بر دیدها جایت کنم
  20. غزل شمارهٔ ۵۶۰ آمده‌ام که صف این صفهٔ بار بشکنم
  21. غزل شمارهٔ ۵۶۱ شد زنده جان من به می، زان یاد بسیارش کنم
  22. غزل شمارهٔ ۵۶۲ نظر چو بر لب و دندان یار خویش کنم
  23. غزل شمارهٔ ۵۶۳ فراق روی تو می‌سوزدم جگر، چه کنم؟
  24. غزل شمارهٔ ۵۶۴ تیر تدبیر تو در کیش ندارم، چه کنم؟
  25. غزل شمارهٔ ۵۶۵ درمان درد دوری آن یار می‌کنم
  26. غزل شمارهٔ ۵۶۶ به ذکر تو من شادمانی کنم
  27. غزل شمارهٔ ۵۶۷ ای نرگست به شوخی صدبار خورده خونم
  28. غزل شمارهٔ ۵۶۸ درد تو برآورد ز دنیا و ز دینم
  29. غزل شمارهٔ ۵۶۹ دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم
  30. غزل شمارهٔ ۵۷۰ ز چشم خلق هوس می‌کند که گوشه گزینم
  31. غزل شمارهٔ ۵۷۱ نه مانند تو زیبایی ببینم
  32. غزل شمارهٔ ۵۷۲ زلف تو اگر به تاب می‌بینم
  33. غزل شمارهٔ ۵۷۳ مشتاق یارم و به در یار می‌روم
  34. غزل شمارهٔ ۵۷۴ به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
  35. غزل شمارهٔ ۵۷۵ گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
  36. غزل شمارهٔ ۵۷۶ تا کی به در تو سوکوار آیم؟
  37. غزل شمارهٔ ۵۷۷ گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم
  38. غزل شمارهٔ ۵۷۸ تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایم
  39. غزل شمارهٔ ۵۷۹ چون ساعدت مساعد آنست رشته‌ایم
  40. غزل شمارهٔ ۵۸۰ ما تا جمال آن رخ گلرنگ دیده‌ایم
  41. غزل شمارهٔ ۵۸۱ ما نور چشم مادر این خاک تیره‌ایم
  42. غزل شمارهٔ ۵۸۲ باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم
  43. غزل شمارهٔ ۵۸۳ بندهٔ عشقیم و سالهاست که هستیم
  44. غزل شمارهٔ ۵۸۴ آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم
  45. غزل شمارهٔ ۵۸۵ امروز عید ماست، که قربان او شدیم
  46. غزل شمارهٔ ۵۸۶ ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم
  47. غزل شمارهٔ ۵۸۷ دیریست تا ز دست غمت جان نمی‌بریم
  48. غزل شمارهٔ ۵۸۸ ما در غم هجران تو، گر زانکه بمیریم
  49. غزل شمارهٔ ۵۸۹ حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم
  50. غزل شمارهٔ ۵۹۰ عقل صوفی را مهار اندر کشیم
  51. غزل شمارهٔ ۵۹۱ کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم
  52. غزل شمارهٔ ۵۹۲ مرا با دوست میباید که رویارو سخن گویم
  53. غزل شمارهٔ ۵۹۳ از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن
  54. غزل شمارهٔ ۵۹۴ باغ بسان مصر شد از رخ یوسف سمن
  55. غزل شمارهٔ ۵۹۵ تخت شاهی دارد آن ترک ختن
  56. غزل شمارهٔ ۵۹۶ چو آتشست به گرمی هوای تابستان
  57. غزل شمارهٔ ۵۹۷ نگارینا، به وصل خود دمی ما را ز ما بستان
  58. غزل شمارهٔ ۵۹۸ یاران و دوستداران جمعند و جام گردان
  59. غزل شمارهٔ ۵۹۹ دلا،خوش کرده ای منزل به کوی وصل دلداران
  60. غزل شمارهٔ ۶۰۰ دلها بربودند و برفتند سواران

متن اشعار به نقل از گنجور.