پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴

آن پرده برانداز، که ما نور پرستیم

مستور چرایی؟ چو نه مستورپرستیم

غیری اگر آن روی به دوری بپرستید

ما صبر نداریم که از دور پرستیم

خلق از هوس حور طلب گار بهشتند

وانگاه بهشتی تو، که ما حور پرستیم

ما را غرض از دیدن خوبان صفت تست

گر بهر تجلی بود، ار طور پرستیم

روشن به چراغی شده هر خانه که بینی

ما نور تو بینیم و همان نور پرستیم

زان خرمگسان دور، که ما نوش لبت را

زنار فرو بسته چو زنبور پرستیم

کوته نظران روی به گلزار نهادند

ماییم که آن نرگس مخمور پرستیم

با هجر تو ممکن نشد اندیشهٔ شادی

کین ماتم از آن نیست که ما سور پرستیم

اصحاب ضلال از بت و از خشت چه بینند؟

در صدر نشین، تا بت مشهور پرستیم

گر کفر بود کشتن نفسی، به حقیقت

ما نفس کشان کافر کافور پرستیم

امروز که گشت اوحدی از هجر تو رنجور

بیرون نتوان رفت، که رنجور پرستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۶ما چشم جهانیم، که این راز بدیدیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۷دیریست تا ز دست غمت جان نمی‌بریم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۸ما در غم هجران تو، گر زانکه بمیریم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹حال این پیکر از آن بتگر دانا پرسیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۰عقل صوفی را مهار اندر کشیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۱کجاست منزل آن کوچ کرده؟ تا برویم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۲مرا با دوست میباید که رویارو سخن گویم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۳از عشق دوری چون کنم؟ کین عشق مستوری شکن
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.