پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۰

ز چشم خلق هوس می‌کند که گوشه گزینم

ولی تعلق خاطر نمی‌هلد که نشینم

سوار گشتم و گفتم: ز دست او ببرم جان

کمند عشق بیفگند و درکشید ز زینم

گناه من همه در دوستی همین که: بر آتش

گرم چو عود بسوزد، گناه دوست نبینم

ز من حکایت مهر و حدیث عشق چه پرسی؟

که رفت عمر درین محنت و هنوز برینم

کمین ز چشم کماندار او، رواست که سازد

مرا که نیست کمان چنان، چه مرد کمینم؟

کدام خواب گرانت ربوده بود؟ نگارا

که هیچ گوش نکردی به ناله‌های حزینم

قدم به پرسش من، دیر شد، که رنجه نکردی

کنون که رنج بتر شد، بپرس بهتر ازینم

مرا به شربت و دارو نیاز و میل نباشد

دوای درد من این مایه بس که: درد تو چینم

به بوستان مبر، ای اوحدی، مرا ز بر او

که با شمایل او فارغ از بهشت برینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۲زلف تو اگر به تاب می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۳مشتاق یارم و به در یار می‌روم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۴به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۵گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۶تا کی به در تو سوکوار آیم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۷گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۸تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۹چون ساعدت مساعد آنست رشته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.