پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹

دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دینم

دل من دوست ندارد که کسی بر تو گزینم

گر چه با من نفسی از سر مهری ننشینی

اگرم بر سر آتش بنشانی بنشینم

من به صدق آمده‌ام پیش تو، بی‌رغبت از آنی

تو نداری خبر از حال من، آشفته ازینم

گر در افتد به کمندم، صنما، چون تو غزالی

کاروانها رود از نافهٔ اشعار به چینم

در گلستان جمال تو گر آیم به تماشا

باغبان گو: مکن اندیشه، که من میوه نچینم

گرم از خاک لحد کلهٔ پوسیده برآری

آیت مهر تو باشد رقم مهر جبینم

شب ز فریاد من شیفته همسایه نخسبد

کاوحدی‌وار ز سودای تو با ناله قرینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۱نه مانند تو زیبایی ببینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۲زلف تو اگر به تاب می‌بینم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۳مشتاق یارم و به در یار می‌روم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۴به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۵گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۶تا کی به در تو سوکوار آیم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۷گر یار شوی با من، در عهد تو یار آیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۸تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.