پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱ مرا مپرس که: چون شرمسارم از یاران؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲ بنامیزد! چه رویست این؟ که حیرانند ازو حوران
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳ کیست آن مه؟ که می‌رود نازان
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴ ای کس ما، چون شدی باز مطیع کسان؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵ ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسان
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶ ای صبا، حال من بدو برسان
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷ این دلبران که می‌کشدم چشم مستشان
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸ شب قدرست و روز عید زلف و روی این ترکان
  9. غزل شمارهٔ ۶۰۹ تا برگذشت پیشم باز آن پری خرامان
  10. غزل شمارهٔ ۶۱۰ کأس می در دست و کوس عشق بر بامستمان
  11. غزل شمارهٔ ۶۱۱ قصهٔ یار سبک روح نگفتم به گرانان
  12. غزل شمارهٔ ۶۱۲ به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان
  13. غزل شمارهٔ ۶۱۳ آن کمان ابرو به تیر انداختن
  14. غزل شمارهٔ ۶۱۴ تا به کی این بستن و بگسیختن؟
  15. غزل شمارهٔ ۶۱۵ ترا رسد گره مشک بر قمر بستن
  16. غزل شمارهٔ ۶۱۶ امشب ز هجر یار بخواهم گریستن
  17. غزل شمارهٔ ۶۱۷ سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن
  18. غزل شمارهٔ ۶۱۸ چو دل نمی‌دهد از کوی دوست برگشتن
  19. غزل شمارهٔ ۶۱۹ شیرین‌تر از دلدار من دلدار نتوان یافتن
  20. غزل شمارهٔ ۶۲۰ از تو میسر نشد کنار گرفتن
  21. غزل شمارهٔ ۶۲۱ تا ندانی ز جسم و جان مردن
  22. غزل شمارهٔ ۶۲۲ بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن
  23. غزل شمارهٔ ۶۲۳ مشنو که: از کوی تو من هرگز به در دانم شدن
  24. غزل شمارهٔ ۶۲۴ از تو مرا تا به کی بی‌سر و سامان شدن؟
  25. غزل شمارهٔ ۶۲۵ ای خواجه، چه آوردی زین خانه بدر بودن؟
  26. غزل شمارهٔ ۶۲۶ دوستی با دشمنان ما مکن
  27. غزل شمارهٔ ۶۲۷ چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
  28. غزل شمارهٔ ۶۲۸ باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن
  29. غزل شمارهٔ ۶۲۹ ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
  30. غزل شمارهٔ ۶۳۰ نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
  31. غزل شمارهٔ ۶۳۱ جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
  32. غزل شمارهٔ ۶۳۲ سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
  33. غزل شمارهٔ ۶۳۳ خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن
  34. غزل شمارهٔ ۶۳۴ چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
  35. غزل شمارهٔ ۶۳۵ سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
  36. غزل شمارهٔ ۶۳۶ عشق نورزیده بود جان سبکبار من
  37. غزل شمارهٔ ۶۳۷ هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
  38. غزل شمارهٔ ۶۳۸ نه بی‌یادت برآید یک دم از من
  39. غزل شمارهٔ ۶۳۹ بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!
  40. غزل شمارهٔ ۶۴۰ دشمن دون گر نگفتی حال من
  41. غزل شمارهٔ ۶۴۱ نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
  42. غزل شمارهٔ ۶۴۲ عشق را فرسوده‌ای باید چو من
  43. غزل شمارهٔ ۶۴۳ چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من
  44. غزل شمارهٔ ۶۴۴ ای ز سودای تو در هر گوشه‌ای آواره من
  45. غزل شمارهٔ ۶۴۵ جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من،
  46. غزل شمارهٔ ۶۴۶ ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من
  47. غزل شمارهٔ ۶۴۷ دوست با کاروان کن فیکون
  48. غزل شمارهٔ ۶۴۸ ای مکان تو از مکان بیرون
  49. غزل شمارهٔ ۶۴۹ شبت می‌بینم اندر خواب و می‌گویم: وصالست این
  50. غزل شمارهٔ ۶۵۰ دور مرو، دور مرو، یار ببین، یار ببین
  51. غزل شمارهٔ ۶۵۱ حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببین
  52. غزل شمارهٔ ۶۵۲ منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین
  53. غزل شمارهٔ ۶۵۳ آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین
  54. غزل شمارهٔ ۶۵۴ از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین
  55. غزل شمارهٔ ۶۵۵ دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازین
  56. غزل شمارهٔ ۶۵۶ در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
  57. غزل شمارهٔ ۶۵۷ من از مادری زادم که پارم پدر بود او
  58. غزل شمارهٔ ۶۵۸ بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
  59. غزل شمارهٔ ۶۵۹ ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
  60. غزل شمارهٔ ۶۶۰ گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو

متن اشعار به نقل از گنجور.