پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۴

از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین

چشمی که بیند غیر او ما را نشاید بعد ازین

دل را چو با دیدار او پیوند و پیمان تازه شد

در چشم ما جز روی او بازی نماید بعد ازین

خود را چو دادیم آگهی از ذوق حلوای لبش

لذت نیابد کام ما، گر شهد خاید بعد ازین

در دستگاه چرخ اگر اندوه و محنت کم شود

از پیش ما گو: خرج کن چندان که باید بعد ازین

بس فتنه زایید آسمان، در دور چشم مست او

از روزگار بی‌وفا تا خود چه زاید بعد ازین

با زلف آن دلدار چون باد صبا گستاخ شد

یا عنبر افشاند هوا، یا مشک ساید بعد ازین

ای یار نیکوکار، تو تدبیر کار خویش کن

کز ما به جز سودای او کاری نیاید بعد ازین

تا این زمان گر نطق ما تقصیر کرد اندر سخن

بر یاد آن شیرین دهان شیرین سراید بعد ازین

گو: آزمایش را ببر گردی ز خاک اوحدی

گر در جهان آشفته‌ای عشق آزماید بعد ازین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۶در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۷من از مادری زادم که پارم پدر بود او
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۸بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۹ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۰گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۱ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۲تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۳گر چه امید ندارم که: شوم شاد از تو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.