پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۶

در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو

مرد کشی و سرکشی عادت زلف پست تو

غیرت دل نشاندم بر سر آتشی دگر

هر نفسی که بنگرم با دگری نشست تو

هر سر مویت، ای پسر، دست گرفته خاطری

در عجبم که: چون بود از همه باز رست تو؟

مست توام، چه می‌دهی باده به دست مست خود؟

بوسه بده، که نشکند باده خمار مست تو

تا به کنون اگر سرم داشت هوای دیگری

دست بیار، تا از آن توبه کنم به دست تو

با همه زیرکی، نگر: صید تو گشت اوحدی

ور تو تویی، در اوفتد پنجه ازو به شست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۸بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۹ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۱ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۲تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۳گر چه امید ندارم که: شوم شاد از تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۴درین لشکر، که می‌بینی، سواری نیست غیر از تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۵تو سروی ، بر نشاید چیدن از تو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.