پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸

باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن

طیرهٔ سنبل مخواه، طره پریشان مکن

گر چه به حکم توایم، بر جگر ریش ما

زخم، که شاید،مزن، جور، که بتوان، مکن

رای که بود؟ اینکه تو: عاشق بیچاره را

دم بدم از درد خود می‌کش و درمان مکن

چونکه به فرمان تست این دل مسکین که گفت:

کاندل چون سنگ را هیچ به فرمان مکن

جان و تن ما تراست، دیده و دل نیز هم

قصد دل و دیده و قصد تن و جان مکن

با همه شکر، که هست در لب شیرین تو

این نمکم هر زمان بر دل بریان مکن

اوحدی، ار می‌نهی دل به رخ آن نگار

تن به غریبی بنه، یاد صفاهان مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۰نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۶عشق نورزیده بود جان سبکبار من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.