پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۳

خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن

حسودان را بخوابان چشم و بندی بر زبان افگن

دهانم خشک و لب تلخ از فراق تست، یک باری

لب خشک مرا ترساز و بوسی در دهان افگن

کمان ابروان نقدست و تیر غمزه چشمت را

به نام عاشقان زان چشم تیری در کمان افگن

به خاموشی چرا زین‌گونه عیشم تلخ میداری؟

لب شیرین ز هم بگشا و شوری در جهان افگن

به تحقیق از میانت کس نشانی چون نمی‌یابد

ز لطف آن کمر، باری، حدیثی بر زبان افگن

چو خواهم بوسه‌ای، گویی: ترا اینها زیان دارد

کنون تا وقت سود آید، به نقدم، در زیان افگن

چو خاک آستان تست نام اوحدی، روزی

اگر گردن بپیچاند سرش بر آستان افگن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۵سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۶عشق نورزیده بود جان سبکبار من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۷هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۸نه بی‌یادت برآید یک دم از من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۹بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۰دشمن دون گر نگفتی حال من
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۱نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۲عشق را فرسوده‌ای باید چو من
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.