پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۸

نه بی‌یادت برآید یک دم از من

نه بی‌رویت جدا گردد غم از من

بزن بر جانم آن زخمی، که دانی

به شرط آنکه گویی: مرهم از من

دلم را خون تو میریزی و ترسم

که خواهی خون بهای دل هم از من

مرا از هر که دیدی بیش کشتی

مگر کس را نمی‌بینی کم از من؟

اگر آهی بر آرم زین دل تنگ

به تنگ آیند خلق عالم از من

کجا کارم ز قدت راست گردد؟

که برگشتی چو زلف پر خم از من

به سودای تو گشت از هر کناری

جهان پر نوحه و پر ماتم از من

چنان رسوا شدم در عالم این بار

که گویی: پر شدست این عالم از من

بسان اوحدی، دور از تو، بیمست

که فریادی برآید هر دم از من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۰دشمن دون گر نگفتی حال من
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۱نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۲عشق را فرسوده‌ای باید چو من
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۳چشم دولت را اگر زین به نظر هستی به من
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۴ای ز سودای تو در هر گوشه‌ای آواره من
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۵جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من،
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶ای اوفتاده در غم عشقت ز پای من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۷دوست با کاروان کن فیکون
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.