پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲

سر دل گویی، ز جان اندیشه کن

در دلش دار، از زبان اندیشه کن

لاف کشف و غیب دانی می‌زنی

از خدای غیب دان اندیشه کن

در زمین از آسمان گویی سخن

ای زمین، از آسمان اندیشه کن

یا ز دین آشکارا شرم دار

یا ز دانای نهان اندیشه کن

ای که می‌خسبی به شبهای چنین

آخر از روز چنان اندیشه کن

تیر فرصت در کمان جهدتست

می‌رود تیر از کمان، اندیشه کن

دل به باد آرزوها بر مده

ناتوانی تا توان اندیشه کن

بهر سود اندر خطرها می‌روی

سود دیدی، از زیان اندیشه کن

گر ندانی رفتن خود را یقین

بنگر و زین رفتگان اندیشه کن

این زمان اندیشه بی‌کارست و فکر

کار خود را این زمان اندیشه کن

اوحدی زین ورطه آمد بر کنار

ای که غرقی در میان اندیشه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۵سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶عشق نورزیده بود جان سبکبار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸نه بی‌یادت برآید یک دم از من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۰دشمن دون گر نگفتی حال من
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱نگارا، چرا شدی نهان از نهان من؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.