پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰

نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن

گره‌ام فتاد بر دم،به دمی دوای من کن

دگری بهای خویش ار نستاند از تو بوسه

تو ز بوسه هر چه داری همه در بهای من کن

نه رواست زشت کردن به جزای خوبکاران

دل من چه کرد با تو؟ تو همان بجای من کن

چو ز گردنم گشودی گره دو دست سیمین

سر زلف عنبرین را همه بند پای من کن

دل این بهانه‌جویان بگریزد از غم تو

تو حوالت غم خود به در سرای من کن

چه زنی به تیغ و تیرم؟ چو بخواهم از تو بوسی

رخ چون سپر که داری سپر بلای من کن

به دو روز آشنایی چه نهی سپاس بر من؟

رخت آشناست، حالی، دلت آشنای من کن

همه پیرهن قبا شد ز غم تو بر تن من

تو ز ساعد و بر خود کمر و قبای من کن

چو بلای اوحدی را ز سر تو دور کردم

همه عمر تا تو باشی برو و دعای من کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۲سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۳خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۴چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۵سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۶عشق نورزیده بود جان سبکبار من
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۷هر شب ز عشق روی تو این چشم لعبت باز من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۸نه بی‌یادت برآید یک دم از من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۹بر سر کویت ای پسر، پی سپرم، دریغ من!
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.