پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۷

چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن

چون این هوس دارد دلم، از دیگری یادم مکن

بر جان شیرینم ببخش، ای خسرو خوبان چین

آشفته بر کوه و کمر مانند فرهادم مکن

در جوشم از سودای تو،آبی بزن بر آتشم

خاموشم از غوغای تو، چون خاک بر بادم مکن

در سینهٔ من می‌نهد مهر تو بنیاد، ای پری

از کینه بنیادم مکن، بر سینه بیدادم مکن

افتادن اندر بند تو بهتر ز آزادی مرا

چندان که من باشم، بتا، زین بند آزادم مکن

گر سست گیرم عهد تو، از هجر خود داغم بنه

ور سخت گویم با غمت، از وصل خود شادم مکن

بازم زبان اوحدی، هر چند پندی می‌دهد

گر گوش دارم سوی او، گوشی به فریادم مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۰نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۲سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۳خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۴چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۵سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۶عشق نورزیده بود جان سبکبار من
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.