پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶

دوستی با دشمنان ما مکن

سود ایشان و زیان ما مکن

خون من خوردی، دلم را غم بخور

دل ببری،قصد جان ما مکن

چون میانت خون ما ریزد، کمر

گو: فضولی در میان ما مکن

از لب خود کان دشمن بر میار

زهر قاتل در دهان ما مکن

ای که میرانی به دشنامم ز در

جز به شمشیر امتحان ما مکن

گر نبیند چشم ما جز روی تو

گوش بر آه و فغان ما مکن

راز عشقت گر بگویم آشکار

داروی درد نهان ما مکن

گر نمیرد اوحدی پیشت روان

هیچ رحمت بر روان ما مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۰نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵سر بارندگی دارد دو چشم تند بار من
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.