پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۹

شبت می‌بینم اندر خواب و می‌گویم: وصالست این

به بیداری تو خود هرگز نمی‌پرسی: چه حالست این؟

دهان یا نوش، قد یا سرو، تن یا سیم خامست آن؟

جبین یا زهره، رخ یا ماه، ابرو یا هلالست این؟

به جرم آنکه مرغ دل هوادار تو شد روزی

شکستی بال او، آنگه نمی‌گویی: وبالست این

ز هجران شب زلف تو بنشینم به روز غم

معاذالله! چه روز غم؟ خطا گفتم، محالست این

مرا گویند: مجموعی ز عشق آن صنم یا نه؟

ز همچون من پریشانی چه جای این سؤالست این؟

برای عشق تو گر من ببازم مال و جاه خود

مکن عیبی که: پیش من به از صد جاه و مالست این

حرامست اوحدی را جز درین معنی سخن گفتن

که هر کو بشنود گوید: مگر سحر حلالست این؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۱حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببین
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۲منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۳آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۴از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۵دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازین
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۶در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۷من از مادری زادم که پارم پدر بود او
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۸بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.