پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸

ای مکان تو از مکان بیرون

سر امرت ز کن فکان بیرون

در وجودی و از وجود به در

در جهانی و از جهان بیرون

آسمان و زمین تو داری، تو

از زمین وز آسمان بیرون

فتنه‌ای در میان فگنده ز عشق

خویشتن رفته از میان بیرون

ساعتی نیستی ز دل خالی

نفسی نیستی ز جان بیرون

آن و اینت به فکر چون یابند؟

ای تو از فکر این و آن بیرون

بنشینی و از نشستن خود

بینشانی و از نشان بیرون

آخر و اولی و بودن تو

ز آخر و اول زمان بیرون

چون دل اوحدی زبون تو شد

این سخن رفتش از زبان بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰دور مرو، دور مرو، یار ببین، یار ببین
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱حلقهٔ زرین بر آن گوش گهربندش ببین
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۵دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازین
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۷من از مادری زادم که پارم پدر بود او
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.