پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۰

دور مرو، دور مرو، یار ببین، یار ببین

در نگر از دیدهٔ جان در دل و دیدار ببین

گر ز دل آگاه شدی، هم‌سفر ماه شدی

چون تو درین راه شدی خوبی رفتار ببین

گر سفرت هست هوس، جان و خرد یار تو بس

نصرت ازین هر دو طلب، هجرت انصار ببین

دوست به پرسیدن تو، روی تو در دیدن تو

جنس فروشنده نگر، نقد خریدار ببین

چند برای دل خود؟ چند هوای دل خود؟

چند رضای دل خود؟ مصلحت یار ببین

گردن ناموس بزن، نامهٔ زندیق بدر

خرقهٔ سالوس بکن، بستن زنار ببین

دشمن من شد دل من، توبه شکن شد دل من

گر پس ازینم طلبی، خانهٔ خمار ببین

خرقه که بر دوخته شد، نقد که اندوخته شد

پیش رخش سوخته شد، گرمی بازار ببین

قابل معلوم بهل، پارس مرو، روم بهل

در سر و در دوم نگر: این همه اسرار ببین

اوحدی، از بهر خدا، دور مرو پیش خدا

در خود و او کن نظری، نقطه و پرگار ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۲منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۳آن تیر غمزه را دل خلقی نشانه بین
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۴از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۵دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازین
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۷من از مادری زادم که پارم پدر بود او
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۸بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۹ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.