پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۲

منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببین

گذری کن و گل و سوسن و سمنم ببین

تو و او که باشد؟ از این دویی چه کنی سخن؟

همه اوست این نه تویی، بدان، نه منم، ببین

در و بام خلوت من پر است ز نقش او

به تو شرح واقعه بیش از این چه کنم؟ ببین

ز درش به روز من ار چه دور همی‌روم

شب تیره بر سر کوی او وطنم ببین

به دیار ما چو به دوستی گذرت بود

سخنم مپرس ز دشمنان، سخنم ببین

نخورم بر غم تو باده جز بعلانیه

تو به سر من چو نمی‌رسی، علنم ببین

چو پس از منت هوس تفرج دل کند

بر خاک من رو و بازکن کفنم، ببین

ز خدای و نفس خود، ار چنان که تو واقفی

نفس خدای ز جانب یمنم ببین

مکن، اوحدی، طلبم، که غایبم از زمین

بهل این زمین و برون از این زمنم ببین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۴از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۵دل فراق روی جانان بر نتابد بیش ازین
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۶در صدد هلاک من شیوهٔ چشم مست تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۷من از مادری زادم که پارم پدر بود او
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۸بنگر بدان دو ابروی همچون کمان او
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۹ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۰گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۱ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.