پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۹

تا برگذشت پیشم باز آن پری خرامان

نقش مرا فرو شست از لوح نیک نامان

ای همرهان، به منزل گر بازگشت باشد

با قوم ما بگویید احوال دل به دامان

زین پیش جمع بودم و اکنون نمی‌گذارد

دستم به کار دانش، پایم بزیر دامان

خواری کند پیاپی و آنگاه بر چه دلها؟

یاری کند دمادم و آنگاه با کدامان؟

در آتشم بسوزد هر ساعتی ولیکن

بی‌حاصلست گفتن اسرار خود به خامان

ذوق تمام دارد گفتار من ولیکن

نیکو نمی‌نشیند در طبع ناتمامان

روزی رقیب خود را گر بر گذر بینی

چندین لگد مزن، گو، در کار پست نامان

ای اوحدی، چه جویی از عشق نام نیکو؟

کز عشق هیچ کس را کاری نشد به سامان

از جور او شکایت چندین مکن، که این جا

بسیار جور بینی از خواجه بر غلامان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۱قصهٔ یار سبک روح نگفتم به گرانان
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۲به ترک وصل آن تنگ شکر کردن، توان؟ نتوان
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۳آن کمان ابرو به تیر انداختن
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴تا به کی این بستن و بگسیختن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۵ترا رسد گره مشک بر قمر بستن
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۶امشب ز هجر یار بخواهم گریستن
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۷سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۸چو دل نمی‌دهد از کوی دوست برگشتن
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.