پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۵

ترا رسد گره مشک بر قمر بستن

به گاه شیوه‌گری لعل بر شکر بستن

کمر به کشتن ما گر ببسته‌ای سهلست

بیا، که حلقه بکوبیم ازین کمر بستن

مرا که روی تو باید چه کار باد گری؟

چو پای درد کند شرط نیست سر بستن

دگر به پند من، ای مدعی، زبان مگشای

که لب نخواهم ازین ماجرا دگر بستن

ز من مدار صبوری طمع، که نتوانم

ز بهر سنگدلی سنگ بر جگر بستن

به چند وجه بکردم نصیحت دل خویش

میسرم نشد از روی او نظر بستن

گر اوحدی در خلوت به روی غیر ببست

به روی دوست مروت نبود دربستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۷سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۸چو دل نمی‌دهد از کوی دوست برگشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۹شیرین‌تر از دلدار من دلدار نتوان یافتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰از تو میسر نشد کنار گرفتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱تا ندانی ز جسم و جان مردن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳مشنو که: از کوی تو من هرگز به در دانم شدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴از تو مرا تا به کی بی‌سر و سامان شدن؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.