پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۴

از تو مرا تا به کی بی‌سر و سامان شدن؟

در طلب وصل تو زار و پریشان شدن؟

هر نفسم خون دل ریزی و گویی: مگوی

واقعه‌ای مشکلست: دیدن و نادان شدن

من ز تو درمان دل جستم و دشمن شدی

مصلحت من نبود در پی درمان شدن

زلف تو در بند آن هست که: شادم کند

گر نزند روی تو رای پشیمان شدن

روی ترا عادتست، زلف ترا قاعده

دل بربودن ز من هر دم و پنهان شدن

هر چه تو خواهی بکن، زانکه نه کار منست

با چو تو مسکین کشی دست و گریبان شدن

خلق به دیر و به زود راه به پایان برند

رای ترا هیچ نیست راه به پایان شدن

بر دل ویران من طعنه زدن تا به چند؟

بین که: چه گنجی دروست با همه ویران شدن

کار تو پیمان شکن نیست به جز سرکشی

کار دل اوحدی بر سر پیمان شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۶دوستی با دشمنان ما مکن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۰نفسم گرفت ازین غم، نفسی هوای من کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۱جانا، به حق دوستی، کان عهد و پیمان تازه کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲سر دل گویی، ز جان اندیشه کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳خلاف دشمنان روزی نظر بر دوستان افگن
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.