پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰

از تو میسر نشد کنار گرفتن

پیش تو داند دلم قرار گرفتن

کعبهٔ من کوی تست و حج دل من

حلقهٔ آن زلف تابدار گرفتن

گر ز دل من به گرد غصه برآری

از تو نخواهد دلم غبار گرفتن

عشق ترا نیک می‌شمردم و بد شد

جهل بود کار عشق خوار گرفتن

دست نگارین مبر به تیغ، که ما خود

دست بشستیم ازین نگار گرفتن

حاصلت از یار چون به جز غم دل نیست

توبه کن، ای اوحدی، ز یار گرفتن

رو به کناری بساز، چون نتوانی

کام دل خویش در کنار گرفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳مشنو که: از کوی تو من هرگز به در دانم شدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴از تو مرا تا به کی بی‌سر و سامان شدن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۵ای خواجه، چه آوردی زین خانه بدر بودن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۶دوستی با دشمنان ما مکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۷چشمم کنار دجله شد، جز یاد بغدادم مکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۸باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۹ای میر ترکان عجم، ترک وفاداری مکن
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.