پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴

تا به کی این بستن و بگسیختن؟

سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟

چیست چنین مست شدن وانگهی

با من بیچاره بر آویختن؟

بر لب بدخواه زدن آب وصل

وز تن من گرد بر انگیختن؟

سیم تنا، خوش عملی نیست این

دل ز کسان بردن و بگریختن

پردهٔ صد دل به دریدن به جور

پردهٔ رخسار در آویختن

خاک توام، ای پسر، آخر چراست؟

بر سر ما خاک جفا بیختن

دست ندارد ز تو باز اوحدی

گر چه نداری سر آمیختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۶امشب ز هجر یار بخواهم گریستن
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۷سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۸چو دل نمی‌دهد از کوی دوست برگشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۹شیرین‌تر از دلدار من دلدار نتوان یافتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰از تو میسر نشد کنار گرفتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱تا ندانی ز جسم و جان مردن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳مشنو که: از کوی تو من هرگز به در دانم شدن
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.