پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۷

سهل باشد روزه از نانی و آبی داشتن

روزه از روی چنان باشد عذابی داشتن

سوختم از روزهٔ هجرانش، اندر عید وصل

هم به می باید حریفان را شرابی داشتن

ایکه خوابت میبرد، بنشین، که با هم راست نیست

میل خوبان کردن و در دیده خوابی داشتن

از غم او گر بگریی باز پوشان چشم‌تر

گر نمی‌یاری چو مادر آفتابی داشتن

آنکه ما را عیب می‌گوید درین آشفتگی

پیش آن رویش نمی‌باید نقابی داشتن

اوحدی، گر عشق می‌ورزی ز سور دل منال

لازمت باشد درین آتش کبابی داشتن

گر همی‌خواهی که چون چنگت نوازد،واجبست

گوش پیش گوشمالش چون ربابی داشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۹شیرین‌تر از دلدار من دلدار نتوان یافتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰از تو میسر نشد کنار گرفتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱تا ندانی ز جسم و جان مردن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲بار بربستیم، ازین منزل به در باید شدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳مشنو که: از کوی تو من هرگز به در دانم شدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴از تو مرا تا به کی بی‌سر و سامان شدن؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۵ای خواجه، چه آوردی زین خانه بدر بودن؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۶دوستی با دشمنان ما مکن
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.