پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۱ ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۲ تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۳ گر چه امید ندارم که: شوم شاد از تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۴ درین لشکر، که می‌بینی، سواری نیست غیر از تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۵ تو سروی ، بر نشاید چیدن از تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۶ گر صبر و زر بودی مرا، کارم چو زر می‌شد ز تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۷ ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۸ ای نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو
  9. غزل شمارهٔ ۶۶۹ ترا گزید دل من،مرا گزید غم تو
  10. غزل شمارهٔ ۶۷۰ ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام تو
  11. غزل شمارهٔ ۶۷۱ ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو
  12. غزل شمارهٔ ۶۷۲ ای ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو
  13. غزل شمارهٔ ۶۷۳ به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
  14. غزل شمارهٔ ۶۷۴ به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  15. غزل شمارهٔ ۶۷۵ دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
  16. غزل شمارهٔ ۶۷۶ گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
  17. غزل شمارهٔ ۶۷۷ ای مدد تیره شب از موی تو
  18. غزل شمارهٔ ۶۷۸ سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
  19. غزل شمارهٔ ۶۷۹ گل در قرق عرق کند از شرم روی تو
  20. غزل شمارهٔ ۶۸۰ زود شود باز بستهٔ تو
  21. غزل شمارهٔ ۶۸۱ دل به تو دادیم و شکستی، برو
  22. غزل شمارهٔ ۶۸۲ حسن مصرست و رخ چون قمرت میر درو
  23. غزل شمارهٔ ۶۸۳ امشب از پیش من شیفته‌دل دور مرو
  24. غزل شمارهٔ ۶۸۴ آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو
  25. غزل شمارهٔ ۶۸۵ ای دل مکن، بهر ستمی این نفیر ازو
  26. غزل شمارهٔ ۶۸۶ عمر که بی‌او گذشت، ذوق ندیدیم ازو
  27. غزل شمارهٔ ۶۸۷ گر دهد یارت امان ایمن مشو
  28. غزل شمارهٔ ۶۸۸ دل سرای خاص شد، از مجلس عامش مگو
  29. غزل شمارهٔ ۶۸۹ ای ز چین و حلقهٔ زلف سیاه
  30. غزل شمارهٔ ۶۹۰ چون همه ملک وجود خانهٔ شاهست و شاه
  31. غزل شمارهٔ ۶۹۱ آن تیر بالا را ببین: ز ابرو کمان‌ها ساخته
  32. غزل شمارهٔ ۶۹۲ ای جان من ز هجر تو در تن بسوخته
  33. غزل شمارهٔ ۶۹۳ روز عید آن ترک را دیدم پگاه آراسته
  34. غزل شمارهٔ ۶۹۴ خیانتگر خیانت کرد و ما دل در خدا بسته
  35. غزل شمارهٔ ۶۹۵ روی زیبا نتوان داشت نهان پیوسته
  36. غزل شمارهٔ ۶۹۶ ای از دهان تنگت شهری شکر گرفته
  37. غزل شمارهٔ ۶۹۷ کجایی؟ ای ز رخت آب ارغوان رفته
  38. غزل شمارهٔ ۶۹۸ آن گل سوریست در کلاله نهفته
  39. غزل شمارهٔ ۶۹۹ ای از عرب و از عجمت مثل نزاده
  40. غزل شمارهٔ ۷۰۰ عارف چو بحر باید: لب خشک و رخ گشاده
  41. غزل شمارهٔ ۷۰۱ ببخشا، ای من مسکین به دل در دامت افتاده
  42. غزل شمارهٔ ۷۰۲ ای مرغزار جانها لعل تو آب داده
  43. غزل شمارهٔ ۷۰۳ ساقیا، خیز و یک دو جام بده
  44. غزل شمارهٔ ۷۰۴ کام دل تنگ از آن تنگ دهانم بده
  45. غزل شمارهٔ ۷۰۵ یا به نزد خویشتن راهم بده
  46. غزل شمارهٔ ۷۰۶ شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده
  47. غزل شمارهٔ ۷۰۷ ای فراق تو مرا عقل و بصارت برده
  48. غزل شمارهٔ ۷۰۸ چیست آن شهریار در پرده؟
  49. غزل شمارهٔ ۷۰۹ دلی می‌باید اندر عشق جان را وقف غم کرده
  50. غزل شمارهٔ ۷۱۰ خیز و کار رفتنت را ساز ده
  51. غزل شمارهٔ ۷۱۱ آنکه میخواست مرا بیدل و بی‌یار شده
  52. غزل شمارهٔ ۷۱۲ روزی ببینی زلف او در دست من پیچان شده
  53. غزل شمارهٔ ۷۱۳ ای ز زلفت عقل در دام آمده
  54. غزل شمارهٔ ۷۱۴ کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده
  55. غزل شمارهٔ ۷۱۵ ازین نرگس و گل غرورم مده
  56. غزل شمارهٔ ۷۱۶ ای مردگان، کجایید؟ اینک مسیح زنده
  57. غزل شمارهٔ ۷۱۷ عاشقان درد کش را دردی می‌خانه ده
  58. غزل شمارهٔ ۷۱۸ ای داده روی خوب تو از حسن داد دیده
  59. غزل شمارهٔ ۷۱۹ نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده
  60. غزل شمارهٔ ۷۲۰ می‌نالم ازین کار به سامان نرسیده

متن اشعار به نقل از گنجور.