پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷

ای آنکه، نیست جز بر یار انتعاش تو

بس می‌خروشد آن سخن دل‌خراش تو

زرقی همی فروشی و شهری همی خری

دخل گزاف بنگر و خرج بلاش تو

گویی که: دین پرستم و دنیا پرست نه

وانگه ز بیست خواجه فزون‌تر معاش تو

بر روی راه این دو سه حیوان، به راستی

کمتر ز دام نیست دم دانه‌پاش تو

گه راز خود ز خلق بپوشیده‌ای، ولی

روی زمین پرست ز تشویق فاش تو

فردا کجا خلاص دهی آن مرید را؟

کامروز قرض‌دار شد از بهر آش تو

با اوحدی مباف کرامات خود، که هیچ

کاری نمی‌رود ز بباش و مباش تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۹ترا گزید دل من،مرا گزید غم تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۰ای خرمن گل خوشه‌چین پیش تن و اندام تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۱ای رشک گل تازه رخ چون سمن تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۲ای ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۳به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۵دل من خستهٔ یاریست بی‌تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۶گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.