پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶

گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟

ورچه مات می‌خوانیم، این دعا چه دانی تو؟

چون ز خود نشد خالی هیچ نفس خودبینت

از خدا سفر کردن، در خدا چه دانی تو؟

شب چو خفته می‌باشی تا به روز در خلوت

گر هدر شودخونی، یا هبا چه دانی تو؟

ای که مرد معنی را زیر خرقه می‌جویی

آن کلاه داران را در قبا چه دانی تو؟

«ها» و «هو» که در حالت می‌زنی و او ناید

چون ندیده‌ای او را «هو» و «ها» چه دانی تو؟

هفت عضو سرکش را زیر پای ناکرده

آسمان هفتم را زیر پا چه دانی تو؟

جز رضای خود چیزی چون نجسته‌ای هرگز

از سخط کجا ترسی؟ یا رضا چه دانی تو؟

گفتی: آشنا گشتم با خدای در معنی

ای ز عقل بیگانه، آشنا چه دانی تو؟

اوحدی صفت با او هر چه گفتی آن بشنو

لیکن اندرین گنبد این صدا چه دانی تو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۸سوی من شادی نیاید،تا نیایم سوی تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۹گل در قرق عرق کند از شرم روی تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۰زود شود باز بستهٔ تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۱دل به تو دادیم و شکستی، برو
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۲حسن مصرست و رخ چون قمرت میر درو
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۳امشب از پیش من شیفته‌دل دور مرو
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۴آن چشم مست بین، که دلم گشت زار ازو
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۵ای دل مکن، بهر ستمی این نفیر ازو
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.